اخبار

صنعت از غوره حلوا ساختن

مدت نسبتا طولاني اي است که اهالي مطالعه به مشکل عجيب و غريبي برخورده اند که اگرچه رفعش از آب خوردن هم ساده تر است ، اما نه آن ها دستشان به جايي بند است و نه صدايشان به کسي مي رسد تا بلکه اين طور از شر اين مشکل خلاص شوند.

اما مشکل چيست؟ خيلي ساده است.

لابد شما هم بارها و بارها به مشکلات فني کتاب هاي چاپ شده برخورده ايد. مشکلاتي که در اين متن کمي به آن پرداخته ايم.



کتاب يک ساختار است. مجموعه اي است از واژه ها و جملات که نويسنده به فراخور تجربيات ، تخيلات و دانسته هايش در مجموعه اي به نام کتاب گرد مي آورد. کليت اين ساختار است که يک کتاب را ارزشمند و خواندني مي کند و درست به همين دليل تک تک اجزاي اين ساختار درهم پيچيده بايد منظم ، صحيح ، و با کيفيت عالي باشند تا کتاب خواندني بشود. از طرح روي جلد گرفته تا شناسنامه کتاب ، مقدمه ، پانويس ها و مراجع انتهاي کتاب.

اين ساختار به ظاهر ساده آنقدر پيچيده است که حتي موضوع ساده اي مثل اين که کتاب به چه کسي تقديم شده است هم در نگرش خواننده به کتاب موثر است. اهميت همين موضوعات پيش پا افتاده است که صنعت نشر را نيازمند حرفه اي تخصصي به نام ويراستار کرده است تا بر همه جنبه هاي ساختاري کتاب نظارت داشته باشد، از آغاز تا پايان. از مرحله تحويل گرفتن کتاب از نويسنده تا عقد قرارداد و بررسي طرح روي جلد، انتخاب خط و قطعي مناسب براي کتاب. تا مرحله اي که کتاب به چاپ مي رسد و پخش مي شود. در همه اين مراحل ويراستاران ، ناظر کار چاپ کتاب هستند و مسووليت کنترل کيفي کتاب ، عرضه بهترين کتاب ، با کيفيت عالي به عهده آنان است.


ز بادام و پسته نخواهند پوست



اهميت حرفه ويراستاري از اين واقعيت نشات مي گيرد: بيشتر خوانندگان اين تصور درست را دارند که يک موضوع مهم را نمي توان در کتابي جستجو کرد که کيفيت چاپ نازلي دارد. اين يک اصل نانوشته براي خريد کتاب از سوي خوانندگان است.

اصل و قانوني که تقريبا هميشه هم جواب داده و ثابت شده است. دانشجويي که در يکي از کتابفروشي هاي نزديک ميدان انقلاب روبه روي قفسه کتاب هاي روان شناسي ايستاده و کتابي را ورق مي زند، مي گويد: چند لحظه اي که توي کتابخانه مي ايستم و کتاب ها را ورق مي زنم ، تا حدود زيادي مي فهمم که قرار است با چه کتابي روبه رو شوم و چه کتابي را بخرم. مي خواهم بگويم اگر کتاب تر و تميز چاپ شده باشد و ريخت و قيافه درستي داشته باشد يعني ناشر به خواننده و نويسنده احترام گذاشته است.

اين يک واقعيت است که از يک کتاب با زباني پراشتباه و ساختاري درهم ريخته نمي توان انتظار معجزه داشت. فروختن کتاب هايي که خوب چاپ نشده اند، خيلي بيش از اين ها به معجزه نياز دارد. نمي توان اين انتظار را داشت که خواننده به عنوان مشتري يک کالاي فرهنگي از کتابي لذت ببرد که کوچکترين احترامي براي نظرات و سليقه هاي خواننده قائل نشده است. نمي توان از کتابي لذت برد که صفحه بندي درستي ندارد يا از نظر ظاهر و شکل و شمايل و کيفيت چاپ در سطح نازلي قرار دارد. طرح روي جلد که ملال آور و کليشه اي و بي ربط با موضوع اثر باشد، به خود اثر ضربه جبران ناپذيري مي زند و خواننده هاي کمتري را جذب خود مي کند. ولو اين که کتاب حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد. بعکس کيفيت مناسب چاپ ممکن است تاحدود زيادي ضعف هاي کتاب و نويسنده اش را بپوشاند و براي خريدار جذاب باشد.


کيفيت عرضه کتاب



همچنان که هميشه اين توقع را داريم که آثار کهن فارسي بدون اشتباه هاي تايپي و صفحه بندي اشتباه ، با کيفيت عالي عرضه و چاپ شوند بايد اين انتظار به جا را از ناشران آثار معاصر ترجمه يا تاليف هم داشته باشيم که کيفيت عرضه کتاب در حد عالي باشد.











روش سختگيرانه در انتخاب کتاب


کسي را مي شناسم که روش سختگيرانه اي در انتخاب کتاب براي خريد دارد. او علاوه بر بررسي محتواي کتاب ، موقع خريد روي اندازه خطوط، صفحه بندي ، جلد، اشتباه هاي احتمالي تايپي و املايي و مسائل مختلف فني کتاب دقيق مي شود و اگر کتاب از اين حيث رضايتش را جلب نکند، از خريدش منصرف مي شود. او حتي درخصوص کتاب هاي مهم و دوست داشتني اش هم همين قدر سختگيرانه عمل مي کند، بي هيچ رحمي. باورتان مي شود؟

اين روزها دوست ما بدجور توي هچل افتاده.

مي دانيد چرا؟ به هر کتابي برمي خورد، از حرص اشتباه هاي بسيارش ، کهير مي زند!


اگر ناشران اين دغدغه را دارند که کتاب توليدي شان از لحاظ روايت ، موضوع و زبان در حد قابل قبولي باشد، بايد اين تعهد را هم در خود احساس کند که کتاب را با کيفيت عالي چاپ و نشر کنند. گو اين که به نظر مي رسد اين روزها ناشران و حتي مسوولان نشر کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد - که بايد دغدغه عرضه بهترين کتاب را داشته باشند - به اين موضوع کمتر توجه مي کنند و تا حدود زيادي آن را ناديده مي گيرند.

تنها گاهي از گوشه و کنار داد دادخواهي به گوش مي رسد که کتاب فلان نويسنده نام آشنا يا حتي مفاخر ادبي کشورمان را ساده انگارانه چاپ کرده و نشر داده اند.


چند ماه انتظار براي تصحيح اشتباه ها



به دلايل مختلف ، ممکن است اشتباه هاي بي شمار ناشر در طبع کتاب ، در چاپ هاي بعدي هم مشاهده شود و به صورت يک روال عادي درآيد. يکي از اين مشکلات که شايد بتوان آن را اصلي ترين مورد در رفع نکردن اشتباه هاي کتاب ها در چاپ هاي بعدي دانست ، اين موضوع ساده است که هرگونه دست بردن در کتابي که مجوز نشر گرفته و چاپ شده است ، نياز به اين دارد که ناشران دوباره کتاب را براي دريافت مجوز نشر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بسپارند و گرفتار روند کند اعطاي مجوز شوند.

ظاهرا ناشران از سر تجربه دريافته اند که تن دادن به کيفيت حداقلي بسيار بهتر است از گرفتار شدن در سياهچاله کسب مجوز مجدد.


مميزي بله ، ويرايش...



مسوولان وزارت ارشاد نه تنها اکنون که از آغاز بيشتر دقت خود را صرف مميزي کرده اند و توجه کمتري به کيفيت فني کتاب ها داشته اند. حتي با وجود اين که اين روزها بعضا يک کتاب چند ماه در وزارتخانه مي ماند تا بالاخره مجوز چاپ بگيرد اما هيچ تذکري به ناشران براي عرضه مناسب کتاب با حداقل استاندارد، داده نمي شود و باز شاهد چاپ کتاب هايي هستيم که چندان از لحاظ ساختاري مناسب نيستند. خانمي که به قول خودش هفته اي دو کتاب مي خرد و در يکي از کتابفروشي هاي خيابان کريمخان مشغول تماشاي کتاب هاست ، مي گويد: بعضي اوقات آنقدر کتاب اشتباه دارد که از خريدنش ناراحت مي شوم.

نمي دانم مرجعي نيست که به اين موضوع نظارت کند؟ همه جا حمايت از مصرف کننده هست اما نوبت به کتاب که مي رسد، آسمان مي تپد. ديگر از استاندارد خبري نيست. به نظر مي رسد وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامي تمام هم و غم خود را بر مميزي کتاب گذاشته و التفاتي به کيفيت نازل کتاب ها ندارد. يکي از مهم ترين کارهايي که بايد از سوي اين وزارتخانه صورت مي گرفت و شايد به طور کلي از آن غفلت شده است ، جلوگيري از نشر کتاب هايي است که از لحاظ ويرايشي ، زباني و ساختار فني نشر مشکلات فراواني دارند. گاهي از گوشه و کنار مي شنويم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فلان کتاب را از بازار کتاب جمع آوري کرده ، آن هم به دليل اشتباهي که در صدور مجوز نشر داشته است. اما هيچ گاه نشنيده ايم که کتابي پر اشتباه که بايد حداقل استاندارد را از لحاظ فني داشته باشد از کتابفروشي ها جمع آوري شده يا دست کم تذکر گرفته باشد. گو اين که کتاب با فرهنگ يک جامعه ارتباط مستقيم دارد و همانقدر که مسوولان امر دغدغه مميزي کتاب را دارند بايد چندين برابر حساسيت روي کيفيت چاپ کتاب ها داشته باشند. اين حساسيت مي تواند به صورت تنبيهي يا تشويقي باشد و نه فقط به صورت جمع آوري شتابزده کتاب ها.





علي چنگيزي





ارسال به دوستاناز طریق فرم زیر می توانید لینک این خبر را برای دوستان خود از طریق پست الکترونیکی ارسال نمایید:

نام شما:
آدرس پست الکترونیکی دوست شما:
© کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به خانه مجازِِي زبان می باشد. طراحي و اجرا: ديجيتال پرشيا
Google PageRank Checker